ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

287

تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )

طبعا مولّفاتى چند مانند دميرى ، جانورشناس معروف ، به كتاب او اعتمادى قابل توجّه داشته‌اند . 65 اينكه چاپهاى انتقادى از مؤلّفات قزوينى وجود ندارد ، دليل اين است كه دانش اروپايى هنوز از مطالعهء آن فراغت نيافته است . چاپ ووستنفلد محرّك اته براى ترجمهء كتاب شد . اته تا نيمهء آن رسيد و تعليقات و تصحيحات فليشر اهمّيّتى خاص به ترجمهء او داده است . دانشوران در قرن بيستم بار ديگر روش كنجكاوى محدود در قسمتى از مطالب قزوينى را پيش گرفته‌اند . در آغاز قرن نوزدهم دو ساسى خاورشناس با چاپ قسمتهاى مربوط به معادن و گياه و انسان از كتاب قزوينى اين كار را آغاز كرد . ايدلر نيز در تحقيق برجستهء خود ( 1909 ) از توصيف قزوينى دربارهء ستارگان استفاده كرد . 66 يا كوب دانشمند نيز ، كه فعاليت او به تحليل مطالب مربوط به ابراهيم بن يعقوب محصور نمانده بلكه از مباحث قزوينى دربارهء پرنده شناسى و گياهشناسى نيز سخن آورده ، كار آنها را تأييد كرده است . روسكا نيز پس از مطالعه‌اى دقيق در قسمت معادن ، چنان كه ديديم ، ضمن مقاله‌اى ممتاز و عميق دربارهء تاريخ تأليف كتاب به نتايجى اساسى و مهم دست يافته است . و يدمان ، مورّخ علوم ، ضمن چند مقاله پاره‌اى از مسائل فيزيك و تاريخ طبيعى را كه قزوينى از آن سخن آورده تحليل كرده است . كيهان نگارى عرب از اين گونه مطالب فراوان دارد و كافى است به ياد بياوريم كه پاره‌اى از فصول كتاب همچون مطالب مربوط به ارواح و مخلوقات ( انسباخر - 1905 ) 67 و نظريّات قزوينى دربارهء علم النّفس ( تشنر 1912 ) 68 جداگانه ترجمه شده است . بنا بر اين دربارهء او نيز چيزى را كه مكرّر دربارهء بقيهء جغرافىشناسان مسلمان گفته‌ايم تكرار توانيم كرد كه دربارهء مؤلّفاتش چنان كه بايد مطالعه نشده ولى مطالب فراوانى فراهم آمده كه بر اساس آن مىتوان دربارهء قزوينى مطالعه‌اى دقيق و مستقل انجام داد . عربها نيز در سالهاى اخير ، همچون دانشمندان اروپا از مدّتها پيش ، در مؤلّفات او فقط حكايتهاى جالب و عجيب و تخيلى نمىبينند . 69 ابن سعيد و قزوينى از همهء نامهايى كه در آخر قرن سيزدهم / هفتم ه . در زمينهء نوشته‌هاى جغرافيايى پديد آمده بزرگترند ، و در مقابل آنها نام همهء جهانگردانى كه هر كدامشان در محيط خاصّ خود اهمّيّتى داشتند ، ولى در محيط عمومى نقشى نداشتند و از آنها و غالبا از مؤلّفاتشان نيز اطّلاعات كافى نداريم ، كوچك مىنمايد . اتّفاقى نيست كه غالب آنها از مغرب سوى مشرق مىرفته‌اند و حوادث سفرشان عنوان سفرنامه گرفته و رشته‌اى مخصوص را به وجود آورده است . يكى از اين جهانگردان ابو محمّد عبدرى بود كه ظاهرا اصل وى از شهر بلنسيه بود . 70 كلمهء عبدرى نشان مىدهد كه از بنى عبد الدار از بنى قصى بوده و همين قصى بود كه ، به گفتهء افسانه ، قبيلهء قريش را متحد كرد . 71 از زندگى عبدرى تقريبا چيزى نمىدانيم . ظاهرا رابطه‌اى با